تتتترکوندیم بدجور!
سلام به همه....یه روز عجیب دیگه تو دبیرستان ما!
امروز یکی از دخترای شجاع کلاس کپسول ریخت تو بخاری،کل کلاس بوی گربه ی مرده گرفت!
ما هم خر کیف که قرار نیست خانوم امتحان بگیره....
منم که جزو استعداد های کشف نشده ی بازیگری هستم
خودمو زدم به حال بدی و یه کمم اشک چاشنی کارم کردم....
زیر پوستی اونقدر بازی کردم که جدا حالم بد شد!
ولی بعدش گفتم نه...حالم خوبه.....
غافل از این که خانوم میخواد تو نماز خونه امتحان بگیره....
حالمون گرفته شد!
اخرش امتحانو دادیم و یه ادم فروش اون دختره رو لو داد....
منم که متخصص جو سازیم پریدم تو کلاس و گفتم:
ای خدا....چه طوری هم کلاسیتونو لو دادید....کل شرفتونو
به چند نمره فروختید؟...متاسفم....(با قیافه ی حق به جانب!)
کوتاه ولی تاثیر گذار!
نظرات شما عزیزان:
milad 
ساعت13:56---23 آذر 1391
پاسخ:اهه...به پسرای همشهریم توهین نکن....غیرت دارم روشون نافرم!